
سیمون دوبوار: آمریکا!

نیهیلیسم و فناوری
نظامی که فردگرایی را آرمانی میکند و خودمختاریِ قهرمانان را کلید خوشبختی میداند، افرادِ این نظام را به این احساس میرساند که باید شادمان و خوشبخت باشند. در نتیجه، هر گونه ناخشنودی نشانهای از خطا و البته نه خطای نظام بلکه خطای فرد است. بنابراین خطای بنابراین فردگرایی و خودمختاری تا جایی ویرانگر هستند که در ما وسواسِ شادمانیِ شخصی را رشد دهند و ناخشنودی را چون چیزی بشناسانند که ما را از دیگران جدا میکند، چیزی که ما را غیرعادی میسازد و چیزی که نیاز به درمان شدن دارد. آرمانِ شادمانیِ فردی ما را تحریک میکند تا به جای کشف اینکه آیا دیگران نیز شادمان هستند یا نه، از آشکار کردنِ ناخشنودیِ خود وحشت داشته باشیم و برای اجتناب از خطرِ غیرعادی دیده شدن، وانمود به شاد بودن کنیم. چنان وحشتی این نتیجه را در پی دارد که نمیتوانیم بدانیم دیگرانی که کاملا شادمان و عادی به نظر میرسند نیز وانمود به آن میکنند یا واقعا شاد و خشنود هستند. و به همین دلیل متوجه نمیشویم عوامالناسی که نیچه ما را از آنان بر حذر میدارد، در واقع میتاوانند افرادی باشند که به اندازهی ما از زیستن در این صحرای تمدنِ نوین بشری ناخشنودند و افرادی هستند که اگر امیدی به فرار از صحرا داریم باید با آنان همراه شویم. بنابراین نظامی که بر زندگی، بر آزادی و جستجوی شادمانی مبتنی است، میتواند با تلقی ظلم، فقدانِ حسِ زندگی و اندوه به عنوان احساساتی شخصی که معرف ناتوانی آسیبشناختیِ فرد در شاد بودن است، نهیلیسم را در ما القا کند که نتیجهی آن واکنشِ ما به رنجِ با خواستِ نهیلیستیِ تغییر خویش به جای مطالبهی سیاسی برای تغییر نظام است.


