دلوز: قهرمان سادیستی و قانون
دیالکتیک روشنگری: زنان و یهودیان
- ابلیس دست بر سرم نهاده، چنین گفت «به من گوش بسپار. دیاری که از آن سخن میگویم مکانی است ملالانگیز در لیبی، بر کرانهی رود زئیر.
- در آن خطه، نه نشانی از سکون هست و نه اثری از سکوت.
- آب رود تهرنگی زعفرانی و بیمارگونه دارد و به سوی دریا روان نیست، بلکه زیرِ نگاهِ سرخِ خورشید، جوشان و خروشان، تا ابدالآباد در جنبش است.
- در دو سوی بستر لجنآلودِ رود، پهنهای رنگپریده از نیلوفران آبیِ غولآسا تا فرسنگها گسترده شده است.
- در آن انزوا آنها یکی پس از دیگری آهی از دل برمیآورند و گردنِ دراز و دهشتناکشان را به سوی عرش بالا میکشند و سرهای ابدیشان پسوپیش میجنبانند.
- و همهمهای نامفهوم همچون شرشرِ آبی زیرزمینی، از میانشان به گوش میرسد.
مجموعه داستان کوتاه - ادگار آلن پو