
بیونگ چول هان: از «باید» به «توانستن»

بیونگ چول هان:جملهی «تو میتوانی»!
فوکو اظهار داشت که انسانِ اقتصادیِ نئولیبرال در جامعهی انضباطی جای نمیگیرد - «یک خودکارآفرین دیگر سوژهای انضباطی نیست» - اما او از توجه به این مساله عاجز است که این خودکارآفرین در حقیقت آزاد نیست: انسان اقتصادی فقط خیال میکند که آزاد است در حالی که در حقیقت او خود را استثمار کرده است. فوکو نگرشی مثبت نسبت به نئولیبرالیسم اتخاذ میکند. او، به نحوی غیرانتقادی، فرض میگیرد که نظامِ نئولیبرال - سیستم «دولتِ حداقلی» یا «حکومتِ صرفهجو» که مظهرِ «مدیریتِ آزادی» است - آزادیِ مدنی را میسر میسازد. فوکو درنمییابد که ساختارِ خشونت و زور است که پای سندِ آزادیِ نئولیبرالْ را مهر میکند. او، متعاقبا، آن را به عنوان آزادی برای آزاد بودن تفسیر میکند: «من قصد دارم ترتیبی بدهم که شما آزاد باشید که آزاد باشید.» سندِ آزادی نئولیبرال در این جملهی امرِ متناقض جلوهگر است: آزاد باش. اما این امر سوژهی جویای دستاورد را در افسردگی و فرسودگی فرومیبرد. گرچه «اخلاقیاتِ خود» مدنظر فوکو در نقطهی مقابل سرکوبِ سیاسی و کلا دگراستثمارگری جای میگیرد، نسبت به خشونتِ آزادیای که اس و اساسِ خوداستثمارگری است بیتوجه است.

