
ارسطو: درباره مالاندوزیِ پیوسته!

ژرژ باتای: میلِ اروتیک
باتای بحثاش در خصوص اروتیسم را چنین آغاز میکند: «جا دارد گفته شود اروتیسم تن دادن به زندگی است تا پای جان.» آنچه اینجا پذیرفته میشود، حیاتِ برهنه نیست - که از سلبیتِ مرگ گریزان است. در عوض، تمایلِ زیاد به زندگی، آنگاه که تا سر حدِ ممکن به اوجِ خود میرسد و تصدیق میشود، به تمایلِ زیاد به مردن پهلو میزند. اروس یا عشق واسطهای است برای شدت بخشیدن به زندگی تا دمِ مرگ و پای جان: «در واقع، گرچه عملِ اروتیک در وهلهی اول شورِ زندگی است، ابژهی این جستجوی روانشناختی، مستقل از هر دغدغهای برای بازتولیدِ زندگی، با مرگ بیگانه نیست.» باتای برای دادنِ «ظاهری موجه» به این تناقض به ساد رجوع میکند: «برای شناختِ مرگ هیچ راهی بهتر از این نیست که آن را به تصویری شهوانی و هرزه نسبت دهیم.»

