
بیونگ چول هان: عصر نورون!

کلود مونه: قایق استودیو
قرن گذشته دورهای ایمنیشناختی بود. آن عصر میخواست تمایزِ واضحی میان درون و برون، دوست و دشمن، خویشتن و دیگری بیابد. جنگ سرد هم تابع الگوی ایمنیشناسی بود. در حقیقت، زبانِ جنگِ سرد، که سراسر مشربِ نظامی داشت، بر پارادایمِ ایمنیشناسیِ قرنِ پیش حاکم بود. حمله و دفاعْ شاخصهای فعلِ ایمنیشناختیاند. سازوکارِ ایمنیشناختی، که از دامنهی محدودِ حیاتِ اجتماعی میگذرد و به کل حیاتِ جمعی بسط مییابد، یک نقطهی کور دارد: مبارزه یا پیشگیری نصیب هر چیزِ بیگانهای میشود. بیگانه، بدین معنا، هدفِ دفاعِ ایمنی است. حتی اگر نیتِ خصمانهای نداشته باشد، حتی اگر هیچ خطری پیش نیاورد، به خاطر«دیگربودگی»اش حذف میشود.

