
ژان بودریار: امر ویروسی

بیونگ چول هان: ورای جامعه انضباطی!
بنا بر تبارشناسی خصومت که بودریار آن را مطرح میکند، دشمن ابتدا مثل گرگ وارد صحنه میشود. او یک «دشمن بیرونی است که حملهور میشود و فرد با ساختنِ سنگر و بارو علیه او از خود دفاع میکند». در مرحله بعد، دشمن شکل موش به خود میگیرد. او عدویی است که زیر زمین عمل میکند، که با ابزارِ بهداشت به مبارزهاش میرویم. پس از یک مرحله دیگر، یعنی مرحله حشره، دشمن نهایتا به شکل ویروسی درمیآید: «ویروسها عملا در بُعد چهارم حرکت میکنند. دفاع از خود در برابر ویروسها بسیار دشوارتر است، چون آنها در قلب سیستماند.» اکنون یک «دشمن شبحگون» ظاهر میشود که «خود را در سرتاسرِ زمین نفوذ میدهد، همهجا مثلِ یک ویروس رخنه میکند و از همهی خللوفرج بیرون میزند». نقطهی شروعِ خشونتِ ویروسی تکینههاییاند که مثل خانهی تیمیِ تروریستها خودشان را در سیستم جا میدهند و از درونْ تیشه به ریشهاش میزنند. بودریار تایید میکند که تروریسم، به مثابهی صورتِ اصلیِ خشونتِ ویروسی، نمایندهی شورشِ امرِ تکینه علیه امر جهانی است.

