
باب بلک: دفترهای کاریِ مدرن

دیوید گرِیبر: نقش بازی کردن!
شمار زیادی از شغلها آشکارا مستلزم تظاهرند. تقریبا در همهی شغلهای خدماتی، تا حدی عنصرِ تظاهر موجود است. آرلی راسل هوشیلد، جامعهشناس، در مطالعهای در مورد مهمانداران شرکت هواپیمایی دلتا، با نام «قلبِ مدیریتشده: تجاریسازیِ احساساتِ انسانی»، مفهومِ «کارِ احساسی» را مطرح کرد. دریافت که مهماندارانِ هوایی مطابق با شرایط استخدامشان معمولا مجبور بودند تلاش کنند تا شخصیتی شاداب و همدل و مهربان از خود بسازند و آن را حفظ کنند و همین مسئله آنها را در دام احساسات پوچی، افسردگی، آشفتگی و تردید نسبت به خودِ واقعیشان گرفتار میکرد. قطعا این نوع کارِ احساسی فقط به کارگرانِ خدماتی محدود نمیشود. بسیاری شرکتها حتی از کارمندانِ دفتریِ خود که با مراجعان سروکار ندارند هم چنین انتظاری دارند؛ به ویژه از زنان.


