اریک فروم: غریزه در انسان و دیگر جانداران
اریک فروم: دو نوع آزادی داریم!
- بیان بسیار رسایی از رابطهی آدمی و آزادی در افسانهی طردِ انسان از بهشت در تورات آمده است. این افسانه آغازِ داستانِ بشر را یک انتخاب معرفی میکند، ولی تاکیدش همه بر گناهآلوده بودنِ این نخستین عملِ آزاد و رنجی است که از آن به بار میآید.
- زن و مرد در باغِ بهشت هماهنگ با یکدیگر و با طبیعت زندگی میکنند.
- آرامش حکمفرماست و لزومی برای کار نیست، نه انتخاب وجود دارد، نه آزادی، و نه تفکر.
- خوردنِ میوهی درختِ تمیز بین خوب و بد برای انسان ممنوع است. اما او از فرمانِ خدا سرمیپیچد و از حالِ هماهنگی با طبیعت بیرون میآید، بدون آنکه از آن بالاتر رود. از نظر کلیسا یا نمایندهی قدرت، این عمل گناه است، ولی از نظر آدمی آغازِ آزادیِ بشر.
- معنای نقضِ فرمانِ خدا، آزادیِ انسان از بندِ اجبار و بیرون آمدنِ وی از هستیِ ناهشیاری است که خاصِ زندگیِ ماقبل انسانی و پیش از رسیدن به پایهی بشری است.
- شکستنِ فرامینِ مرجعِ قدرت یا ارتکابِ گناه، در جنبهی مثبتِ انسانیِ آن، نخستین عملِ آزاد است یا، به عبارتِ رساتر، نخستین عملِ انسانی.
- در این افسانه، جنبهی صوریِ گناه، عمل کردن برخلافِ فرمانِ خداست و جنبهی مادیِ آن خوردنِ میوهی درختِ دانش. سرپیچی به عنوان عملی آزاد، آغازِ عقل است. افسانه ادامه مییابد و نتایجِ دیگرِ این نخستین عملِ آزاد را برمیشمارد. هماهنگیِ اصلی بین آدمی و طبیعت از میان میرود.
- خداوند بین مرد و زن و بین آدمی و طبیعت جنگ برقرار میسازد. آدمی از طبیعت جدا شده و با «فرد شدن» اولین قدم را به سوی انسانیت برداشته و مرتکب اولین عملِ آزاد گشته است. تکیهی افسانه بر رنجی که از این کار به بار آمده قرار میگیرد.
- به خاطر تفوق بر طبیعت، آدمی نسبت به طبیعت و دیگران بیگانه شده و عریان و شرمزده مانده است؛ تنها و آزاد، اما ناتوان و هراسان است.
- آزادیِ نورسیده به صورت لعنت نمایان میشود، آدم از بندِ گوارای اسارتِ بهشت آزاد شده است، اما آزاد نیست که بر خود حکمروا باشد و فردیتِ خویش را از قوه به فعل درآورد.
گریز از آزادی - اریک فروم