اریک فروم: داستان آدم و حوا
اریک فروم: تاریخ ظهور فرد!
- «آزادی از چیزی» با نوع مثبتِ آزادی، یعنی «آزادی برای انجامِ کاری» یکسان نیست.
- فراز آمدنِ آدمی از طبیعت دارای سیری طولانی است. هنوز به دنیایی که از آن بیرون آمده تا حدِ زیادی پایبند مانده و جزئی از طبیعت است؛ جزئی است از خاکی که بر روی آن زیست میکند.
- آفتاب و ماه و ستارگان، درختان و گلها و جانوران، و قومی که بدان با علایقِ خون پیوسته است. گواهِ احساسِ یکی بودنِ آدمی با طبیعت، مذاهبِ ابتداییاند.
- طبیعتِ بیجان و جاندار، قسمتی از دنیای انسانیِ آدمیاند و او هنوز جزئی از دنیای طبیعی.
- این علایقِ اولیه راهِ پرورشِ انسان را بر او مسدود میکنند، مانعِ پرورش عقل و قوای نقادِ او میشوند و به وی اجازه میدهند که خویشتن و دیگر مردمان را فقط به واسطهی سهیم بودنِ خود یا سهیم بودنِ آنها در یک قبیله یا گروهِ مذهبی یا اجتماعی بازشناسد، نه به عنوان موجوداتِ انسانی.
- به عبارت دیگر، این علایق از اینکه آدمی به عنوان فردی آزاد و خودمختار و تولیدکننده پرورش یابد، جلوگیری میکنند، اما قضیه جنبهی دیگری نیز دارد. یکی بودن با طبیعت، قبیله و مذهب به فرد ایمنی میبخشد.
- او به یک کلِ متشکل متعلق است و در آن ریشه دارد و دارای جای مسلمی است. ممکن است از گرسنگی و اختناق رنج برد، اما از بزرگترین دردها یعنی تنهاییِ کامل و شک مصون است.
- بدین ترتیب، میبینیم که سیرِ افزایشِ آزادیِ انسانی دارای همان کیفیتِ دوجانبه است که در سیر رشدِ فردی مشاهده کردیم. از یک طرف، نیرو و تمامیت، استیلا بر طبیعت، قدرتِ عقلانی و همبستگی با دیگران در این سیر فزونی مییابند. اما از طرف دیگر، این تفردِ متزاید به تنهایی و ناایمنیِ بیشتر و به سبب آن به شکی زیادتر دربارهی جهان و معنای زندگی منجر میگردد و به احساسِ ناتوانی و کوچکیِ شخص به عنوان یک فرد مزید میشود.
- اگر سیر پرورش بشر هماهنگ بود و مطابق با نقشهای پیش رفته بود، آن وقت بین هر دو جنبهی این رشد - یعنی افزایش نیرو و افزایش تفرد - تعادلی دقیق برقرار میشد.
- اما آنچنان که هست، تاریخِ بشر داستانِ کشمکش و تلاش است. هر قدمی که مردم در جهت تفردِ بیشتر برداشتهاند، ایشان را با ناایمنیهای تازه روبهرو ساخته است.
- وقتی علایقِ اولین گسستند، دیگر بردوخته نمیشوند؛ وقتی بهشت گم شد، دیگر آدمی نمیتواند بدان بازگردد. حل مسئله رابطهی بین طبیعت و انسانی که اکنون فرد شده تنها به یک راه ممکن است و آن همبستگیِ فعالِ فرد با همهی آدمیان و فعالیتِ خودانگیختهی وی با عشق ورزیدن و کار است که او را نه با علایقِ نخستین بلکه با عنوان فردی مستقل و آزاد با دنیا اتحاد میدهد.
گریز از آزادی - اریک فروم