اریک فروم: نقد روابط انسانی از نگاه فروید
اریک فروم: فردیت و تنهاییِ انسان
- وظیفهی روانشناسیِ اجتماعی این است که سیر آفرینش انسان را در تاریخ به فهم نزدیک کند.
- چیست که بعضی تغییرات را در خوی آدمی از دورهای به دورهای دیگر در تاریخ موجب میشود؟
- چرا، فیالمثل، روحِ رنسانس با روحِ قرونِ وسطی متفاوت است؟
- چرا ساختمانِ خویِ آدمی در نظامِ سرمایهداری انحصارگر و در قرنِ نوزدهم فرق میکند؟
- بر روانشناسیِ اجتماعی است که توضیح دهد چرا تواناییهای جدید و انفعالاتِ تازه، خوب یا بد، به عرصهی وجود میرسند.
- مثلا به این حقیقت برمیخوریم که از دورهی رنسانس تاکنون آدمیان عطشی سوزان برای شهرت داشتهاند، در صورتی که این عطش که امروز چنین طبیعی به نظر میرسد، در انسانِ قرونِ وسطی تقریبا غایب بوده است.
- در همین دوره، در انسان حسی برای درکِ زیباییِ طبیعت ظهور کرد که قبلا وجود نداشت.
- یا میبینیم از قرنِ شانزدهم به بعد، در ممالکِ اروپای شمالی، در آدمی وسوسهای برای کار کردن پدیدار شد که تا آن زمان در کسانی که برده نبودند و آزاد میزیستند وجود نداشت.
- ولی همانطور که بشر ساختهی تاریخ است، تاریخ نیز ساختهی دستِ بشر است. حلِ این تناقضِ ظاهری زمینهی کارِ روانشناسیِ اجتماعی را تشکیل میدهد.
گریز از آزادی - اریک فروم