کلود مونه
اریک فروم: اجبار درونی انسان مدرن به کار کردن
همراه با رشد اقتصادی سرمایهداری، در محیط روانی نیز تغییراتی آشکار میشد. در اواخر قرون وسطی مفهوم زمان به معنای جدید پدیدار میگشت و روحی ناآرام و بیتاب زندگی را زیر نفوذ میگرفت. حتی دقایق نیز ارزشی مییافتند. نشانهی این معنای تازهی وقت ساعتهای بزرگ شهر نورنبرگ است که از قرن شانزدهم تا به حال ربع ساعت را نیز اعلام میکنند. تعطیلات زیاد کمکم به صورت بدبختی نمایان میشد. وقت به اندازهای گرانبها شده بود که مردم احساس میکردند نباید هرگز آن را صرف کاری کنند که از آن بهرهای نمیبرند. کار عالیترین ارزشِ زندگی محسوب میشد، و طرز فکرِ جدید دربارهی کار به حدی شدید بود که طبقهی متوسط را در برابر موسسات کلیسا، که تولید اقتصادی نداشتند به خشم برمیانگیخت. راهبانی که بنا را بر فقر گذارده و خیرات طلب میکردند، کارشان غیرتولیدی و بنابراین مخالف اخلاق تلقی میشد.
گریز از آزادی - اریک فروم