
دیوید گرِیبر: لذت حاصل از مسبب چیزی بودن

دیوید گرِیبر: مالکیت زمان
در بیشتر جوامع [گذشته] مردها سعی میکنند بسیاری از کارهای دشوار و مهیج را به انحصار خود درآورند؛ برای مثال، آتشافروزی میکنند و جنگلها را میسوزانند تا روی زمینها کشتوکار کنند، و اگر بتوانند، کارهای ملالآور و وقتگیری مانند وجینکردن را به زنان میسپارند. میتوان گفت که مردان همیشه کارهایی را برای خود برمیدارند که حزفوحدیثهای مربوط به آن بعدا گفته میشود، اما کارهایی را به زنان محول میکنند که این حرفوحدیثها در خلال انجامشان مطرح میشود. هر چه جامعه مردسالارتر باشد، مردان تسلطِ بیشتری بر زنان دارند و این وضعیت متداولتر است. وقتی گروهی آشکارا در جایگاه قدرتمندتری نسبت به گروهِ دیگر نشسته باشد، باز همین الگو با اندکی استثناء خود را تکرار میکند. اربابانِ فئودال اصلا کار نمیکردند و جنگجو بودند. روند زندگیشان شامل تناوبِ روزآزماییهای نفسگیر و سپس رخوت و بیکاری تقریبا مطلق بود. رعیتها و خدمتکاران موظف بودند که پیوسته کار کنند، اما حتی برنامهی کاریشان هم مانند برنامهی کاریِ نه صبح تا پنج بعدازظهری نبود که امروزه متداول است. در قرون وسطی، رعیتهای معمولی، چه زن و چه مرد، احتمالا بیست، سی روز سال را از سحر تا شام کار میکردند و یقیهی روزها فقط چند ساعتی مشغول بودند و روزهای عید، که کم هم نبودند، اصلا کار نمیکردند.هر چه جامعهای مردسالارتر باشد، عرصههای زنان و مردان بیشتر از هم تفکیک میشوند و در نتیجه مردان تمایلِ کمتری برای یادگیریِ کارهای زنان دارند و مسلما در صورت نبود زنان، مردانِ کمتری میتوانند کارهای زنان را انجام دهند. در مقابل، زنان معمولا به جزئیاتِ کارِ مردان اشراف داشتند و اگر به هر دلیلی مردان نبودند، زنان غالبا میتوانستند وظایفشان را انجام دهند. به همین دلیل در بسیاری از جوامعِ قدیم ممکن بود که تعدادِ زیادی از مردان در دورههایی طولانی به جنگ یا تجارت بروند، بیآنکه اختلالِ چشمگیری در وضعیت ایجاد شود. زنان در جوامعِ مردسالار از سوی زنانِ دیگر نیز نظارت میشدند و این به معنای آن است که برخلاف مردان، آنان باید همواره خود را پرمشغله نگاه میداشتند.


