
دیوید گرِیبر: کارهای مردان و کارهای زنان

دیوید گرِیبر: مفهومِ زمان در جوامع گذشته
این اصلِ اخلاقیِ مدرن به وجود آمده که «وقتِ تو از آنِ من است، به تو حقوق نمیدهم که وقتات را به بطالت تلف کنی.» برای یک انسان تحقیرآمیز است که احساس کند ربوده شده است. وقتِ کارگر مالِ خودش نیست، بلکه به کسی تعلق دارد که او را خریده است. وقتی کارمندی کار نمیکند، عملا دارد چیزی را میدزدد که کارفرما پولِ خوبی را بابت آن پرداخت کرده است (یا قول داده که در آخر هفته پرداخت کند). مطابق با این منطقِ اخلاقی، بطالتِ آن کارمند نه خطرناک که دزدی است.
این موضوع حائز اهمیت است، زیرا این تفکرِ عجیبی است که زمانِ فردی ممکن است به فردِ دیگری تعلق داشته باشد. بسیاری از جوامع انسانی هرگز به چنین چیزی نیندیشیدهاند. کلاسیکگرای معروف، موسی فاینلی، میگوید که اگر فردی اهلِ یونان یا رومِ باستان کوزهگری را میدید، هم ممکن بود تصور کند که میتواند کوزههای او را بخرد و هم ممکن بود تصور کند که میتواند خودِ کوزهگر را بخرد. در دنیای باستان بردهداری الگویی شناختهشده بود. با این همه، او به هیچ وجه خیال نمیکرد که ممکن است زمانِ کوزهگر را بخرد. به عقیدهی فاینلی، چنین اندیشههایی باید دو مفهوم را در برگیرند که حتی در نظر فرهیختهترین نظریهپردازانِ حقوقیِ روم هم پیچیده بود: اول، توجه به ظرفیتِ کوزهگر برای کار کردن و دوم، ابداعِ راهکاری برای جا دادن آن ظرفیت در ظرفهای زمانمند یکنواخت (ساعتها، روزها، شیفتهای هفتگی) که بتوان با پولِ نقد خریداریشان کرد. در نظر آتنیها یا رومیها، احتمالا چنین اندیشههایی عجیب و غریب و رازآلود مینمود. چطور میتوان زمان را خرید؟ زمان مفهومی انتزاعی است! احتمالا نزدیکترین چیزی که به ذهنشان خطور میکرد اجارهکردنِ کوزهگر در نقش برده به مدت محدود و مشخص، مثلا یک روز، بود و در این زمان کوزهگر مانند هر بردهی دیگری ملزم بود بود کاری را انجام دهد که ارباباش میخواست. اما احتمالا به سادگی نمیشد کوزهگری را پیدا کرد که به چنین توافقی تن دهد. برده بودن، مجبور بودن به اطاعت از خواستهی فردی آزاد و آلتِ دستِ دیگری بودن، تحقیرآمیزترین اتفاق ممکن برای انسان است.


