داگلاس هوفشتاتر: تناقض سرچشمه پیشرفت!
بیونگ چول هان: اتمیزه شدن زندگی
تصور بر آن است که اگر فردی با دوبرابر سرعت زندگی کند، میتواند از امکانات زندگی دوچندان لذت ببرد. شتابِ زندگی مدتِ زندگی را چندبرابر و در نتیجه انسان را به هدف داشتنِ زندگیِ کامل نزدیک میکند. اما این محاسبه سادهلوحانه و مبتنی بر خلط میان تحققیافتن و انبوه و فراوانی است. زندگیِ کاملا تحققیافته را نمیتوان با کمک نظریههای کمّی توضیح داد. زندگی ماحصلِ انبوه و فراوانیِ امکاناتِ زندگی نیست، درست همانطور که هیچ روایتی خودبهخود از فهرست کردن و بازگویی رخدادها نتیجه نمیشود، بلکه هر روایت مستلزم ترکیبِ خاصی است که معنای خود را از آن میگیرد. فهرستِ طولانیِ رویدادها هیچ روایتِ هیجانانگیزی را برنمیسازد. در مقابل، هر روایت کوتاه میتواند کششِ رواییِ قدرتمندی ایجاد کند. بنابراین، حتی با عمری بسیار کوتاه نیز میتوان به آرمانِ زندگیِ کامل دست یافت. این رای دربارهی شتابی تشخیص نمیدهد که امروزه معضلِ واقعی این است که دیگر نمیتوان زندگی را معنادار به پایان بُرد. این همان چیزی است که منجر به شتابزدگی و دستپاچگی میشود که مشخصهی زندگیِ کنونیِ ماست. آدمها بارها و بارها از نقطهی صفر شروع میکنند، دقیقا به این دلیل که قادر به پایان دادن به یک امکان نیستند و مدام میان «امکانهای زندگی» در حال پرسه زدناند. هیچ داستانی و هیچ کلیتِ معنابخشی زندگی را پُر نکرده است. فریبنده است که از سرعت بخشیدن به زندگی سخن بگوییم و به این ترتیب هدفمان این باشد که امکاناتِ آن را به حداکثر برسانیم. با بررسیِ دقیقتر متوجه میشویم که سرعت و شتابْ خود را در هیئت تشویش نشان میدهد که باعث میشود زندگی با سرعتِ تماما از یک امکان به امکانِ دیگر در حرکت باشد. زندگی هیچگاه به آراموقرار یعنی به سرانجام نخواهد رسید.
رایحهی زمان (جستاری فلسفی در باب هنر درنگ کردن) - بیونگ چول هان