
بیونگ چول هان: سورئالیسم و عشق

داگلاس هوفشتاتر: تناقض سرچشمه پیشرفت!
ریشهی بحرانِ کنونیِ ما در ادراکِ زمان، به ویژه در مطلقسازی زندگیِ عملورزانه است. این بحران به الزام و اجبار به کار منجر شده و شانِ انسان را به حیوانِ زحمتکش تنزل داده است. پرتحرکی در زندگیِ روزمره، هر مولفهی نظرورزانه و هر نوع توانایی در درنگ کردن را از زندگی سلب کرده است. پرتحرکی به فقدانِ جهان و زمان میانجامد. راهکارهای کاهشِ سرعت نه تنها بحران در ادراکِ ما از زمان را حل و فصل نمیکنند، چه بسا حتی معضلِ واقعی را نیز پنهان میکنند. باید زندگیِ نظرورزانه را احیا کرد. تازه زمانی میتوان بر بحران در ادراکِ زمان غلبه کرد که زندگیِ عملورزانه در بحبوحهی بحراناش بارِ دیگر زندگیِ نظرورزانه را در خود پذیرا شود.

