
دیوید گریبر: قدرت بدهی
- فرانسه در 1895 به ماداگاسکار تجاوز کرد، دولت ملکه راناوالونای سوم را که در آن زمان بر این کشور حکومت میکرد ساقط کرد و ماداگاسکار را مستعمره فرانسه خواند. یکی از کارهایی که ژنرال گالینی پس از «برقراری آرامش»، تعبیری که دوست داشتند برای مستقر کردن حکومتهای مستعمراتی به کار ببرند، انجام داد تحمیل مالیات سنگین بر جمعیت مالاگاسی بود، تا حدی به این دلیل که از این طریق هزینه های تجاوزی را که به خودشان شده بود بازپرداخت کنند، اما همچنین به این دلیل که قرار بودمستعمرات فرانسه به لحاظ مالی برای تامین هزینههای ساخت راهآهن، بزرگراه، پل، مزارع وسیع کشاورزی و چیزهای دیگری که حکومت فرانسه دوست داشت بسازد خودکفا باشند.* هیچوقت از مالیاتدهندگان مالاگاسی نپرسیدند که میخواهند این راهآهنها، بزرگراهها، پلها و مزارع ساخته شود یا نه، یا از آنها خواسته نشد بپذیرند که این اندازه باید برای ساخت چنین چیزهایی هزینه شود. برعکس، در ربع قرن بعد، ارتش و پلیس فرانسه انبوهی از کسانی را که اعتراضشان به این ترتیبات بیش از حد جدی بود سلاخی کردند (بنا به برخی گزارشها تنها در یک شورش در سال 1947، حدود نیم میلیون نفر را کشتند). ماداگاسکار به هیچ وجه هرگز خسارتهای مشابهی به فرانسه وارد نکرد. به رغم این واقعیت، از همان اول به مردم مالاگاسی گفتند که به فرانسه پول بدهکارند، و بقیهی جهان هم منصفانه بودن این ترتیبات را پذیرفتند. «جامعه بینالمللی» زمانی احساس کرد مشکلی اخلاقی در میان است که به نظرش رسید دولت ماداگاسکار در پرداخت بدهیهایش بهکندی عمل میکند.
- * و پیدا بود که این تسهیلات برای راحتتر کردن زندگی مردم مالاگاسی در کشور خودشان ساخته نمیشدند. بلکه اصلا به این دلیل ساخته میشدند که محصولات را از مزارع به بنادر ببرند و صادر کنند تا ارز خارجی بهدست بیاورند و دوباره جاده و راهآهن بسازند.


