
دیوید گریبر: ریشههای امر مقدس در مالکیت خصوصی!
هنگامی که الوهیت شمایل خود را آشکار سازد، و هنگامی که در قالب وانمودهها تکثیر شود، چه بر سرش خواهد آمد؟ آیا همان مرجع عالی باقی خواهد ماند و صرفا در قالب تصاویر در چارچوب الهیاتی مرئی تجلی پیدا خواهد کرد؟ یا در وانمودههایی محو خواهد شد که به تنهایی شکوه و جلال و قدرت مسخورکننده خود را به نمایش میگذارند - سازوکار مرئی شمایلهایی که جانشین مُثُل ناب و قابل فهم خداوند میشوند؟ این همان چیزی است که شمایلشکنان از آن هراس داشتند و ستیزی هزارساله را بر سر آن آغاز کردند که هنوز هم ادامه دارد. این چیز خوبی است زیرا آنان این قدرت فراگیر وانمودهها را از پیش احساس کرده بودند، قدرت محو خداوند از وجدان انسانها و این حقیقت ویرانگر که خداوند، در واقع، هرگز چیزی جز وانموده نبوده است، و حتی خداوند خود تنها وانموده خود بوده است - خشمی که آنان را به نابودی تصاویر سوق میداد، از اینجا نشئت میگرفت. اگر آنان معتقد بودند که این تصاویر تنها مُثُل افلاطونی خداوند را میپوشانند و پنهان میسازند، دلیلی برای نابودی آنها وجود نداشت. میتوان با ایدهی حقیقتی تغییرشکلیافته زندگی کرد. اما نومیدی متافیزیکی آنان از این ایده ناشی میشد که تصاویر هیچ چیزی را مخفی نمیکنند و در مجموع، تصویر محسوب نمیشوند، به گونهای که مدل اصلی امکان تغییر آنها را داشته باشد، بلکه وانمودههایی تمامعیارند که همواره از قدرتی مسحورکننده برخوردارند. اما به هر قیمتی که شده باید مانع از مرگ مرجع الهی شد.

