
دیوید گریبر: روایتی از استعمار مکزیک توسط اسپانیا

دیوید گریبر: ریشههای امر مقدس در مالکیت خصوصی!
دلایل خوبی داریم که باور کنیم ظرف یکی دو نسل آینده سرمایهداری دیگر وجود نخواهد داشت - بیش از همه بومشناسان این را به ما یادآور میشوند که دیگر روشن نگهداشتن موتور رشد مداوم سیارهای محدود ممکن نخواهد بود، و شکل فعلی سرمایهداری ظاهرا از پدید آوردن جهش فناورانه عظیم و بسیج وسیعی که لازمهی یافتن و استعمار کردن سیارات دیگر است، ناتوان است. با وجود این، رایجترین واکنش در برابر چشمانداز پایان واقعی سرمایهداری - حتی واکنش کسانی که خودشان را «مترقی» مینامند - صرفا ترس است. ما به چیزی که وجود دارد چسبیدهایم، چون دیگر نمیتوانیم بدیلی را که حتی از این بدتر نباشد تصور کنیم.
چهطور کارما به اینجا کشید؟ گمان من این است که به نتایج نهایی نظامیسازی همین سرمایهداری آمریکایی چشم دوختهایم. در واقع میتوان گفت که سی سال آخری که گذشت شاهد ساخته شدن دستگاه اداری عظیمی برای خلق و نگهداری نومیدی بودیم؛ دستگاه عظیمی که پیش و بیش از هر چیز طراحی شده است تا حس ممکن بودن هرگونه بدیلی در آینده را از میا نببرد. وسواس حقیقی حاکمان جهان بنمایهی این القای نومیدی است - نومیدیای که در واکنش به تحولات دهههای 1960 و 1970 القا میکنند - به این طریق که میخواهند اطمینان دهند که جنبشهای اجتماعی قادر نیستند بدیلهایی را پرورش دهند، شکوفا کنند یا پیشنهاد کنند؛ میخواهند القا کنند که قابلتصور نیست کسانی که ترتیبات موجود قدرت را به مبارزه میطلبند هرگز تحت هیچ شرایطی بتوانند پیروز شوند. اینجام این کار مستلزم پدید آوردن دستگاه عظیمی از ارتشها، زندانها، نیروهای انتظامی، انواع شرکتهای امنیت خصوصی و دستگاههای جاسوسی نظامی و موتورهای تبلیغاتی از هر نوع قابل تصوری بود که بسیاری از آنها مستقیما به بدیلها حمله نمیآوردند، بلکه جوّ فراگیر ترس و پیروی از ملیگرایی تهاجمی افراطی و نومیدی محض ایجاد میکنند که باعث میشود هر نوع فکری راجع به تغییر جهان خیالپردازیای احمقانه بنماید. ظاهرا حفظ و نگهداری این دستگاه تبلیغاتی برای هواداران «بازار آزاد» حتی از حفظ هر نوع اقتصاد بازار پایداری نیز مهمتر است.
